![]() |
![]() |
|
| دیدن روی تو زیباست اگر بگذارند |
|
گیسوی مشکی می خواهی٬ آسمان شب می شوم!
راستی آسمان را ببین لباس مهمانی برتن کرده است او را هم امشب دعوت کرده ام تا در آغوش هم به ستارگان پیراهنش خیره شویم... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 1:9 توسط یه عاشق |
|
|
خوب حالا با این همه می خوام بگم که ...
میدونی قشنگ ترین لحظه کی ؟ لحظه ای که تو آغوش کسی باشی که با تموم وجود میپرستیش و گرمای وجودش و بوی عطر پیرهنش مستت کنه ... لحظه ای که گرمای لباش رو لبات حس کنی ... لحظه ای که بهت بگه دوست دارم و دلت بریزه پایین و خرابش بشی ... ولی با این همه قشنگ ترین لحظه بعد از سال ها برای من اینه که یه لحظه هم که شده ببینمت و دستات رو بگیرم تو دستم و بهت بگم دوست دارم ... دوست دارم عزیزم ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 1:5 توسط یه عاشق |
|
|
تمام نا تمام من باتو تمام می شود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 1:2 توسط یه عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تقدیم به ان کسی که
افتاب مهرش در استان قلبم همچنان پا برجاست وهرگز غروب نخواهد کرد آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........عاشق آنكه تو را مي خواهد.......و به لبخند تو از خويش رها مي گردد......... و ترا دوست بدارد به همان اندازه، كه دلت ميخواهد |
|
RSS
|